اقتصاد مقاومتی؛ تولید - اشتغال | سه‌شنبه، ۳۱ مرداد ۱۳۹۶

ماه رمضان در نزد بوميان جزيره کيش - نمایش محتوای رمضان

 

 

ماه رمضان در نزد بوميان جزيره کيش

ماه رمضان در نزد بوميان جزيره کيش

ماه رمضان در نزد بوميان جزيره کيش

-  رمضان در نزد بوميان جزيره کيش

عموميت روزه

ماه رمضان ماه عبادت يکپارچه وهمگاني است . روزه را زکات بدن مي دانندو همه ، مردوزن وپيروجوان روزه                مي گيرند . تعدادبومي هايي که روزه نگيرندبسيارکم است . اين گروه نيزکساني هستندکه بيماري خاصي دارند وپزشک روزه گرفتن آنها را اکيداً ممنوع کرده است . تمام مصاحبه شونده هاگفتندکسي رانمي شناسندکه قادربه روزه گرفتن باشدولي روزه نگيرد . يادست کم روزه خوردن چنين کساني رابه چشم نديده بودند . بعضي کهنسالان شنيده اندکه درگذشته ي دوراگر کسي تظاهربه روزه خواري مي کرد.توسط شيخ تنبيه مي شد ، يااين که ناخداها اين گونه افرادراباخودبه درياوصيدنمي بردند ، مبادابرکت کارشان ازبين برود . اماهيچ کدام ازمصاحبه شونده هاچنين موردي رابه چشم نديده اند.

به روزه گرفتن چنان اعتقادعميقي دارندکه گاه ازمرزهاي تعيين شده توسط شرع نيزفراترمي روند . مثلاً اگر چه دررساله هاي علميه ، مراجع تقليد ، زنان باردار وزناني که به نوزادان شيرمي دهند ، ازروزه گرفتن معاف                  مي دانند ، امااين گروه زنان درکيش روزه مي گيرند . آنهاوقتي که احکام شرعي رادراين موردمي شنوند مي گويند "خداخودش کمک مي کند."

حاجي عابدخردمند علت روزه گرفتن زنان درچنين مواردي را نبود روحاني درکيش مي داند . همچنين مراجع تقليد معمولاً بچه ها را قبل ازرسيدن به سن بلوغ از روزه گرفتن معاف مي دانند ، امادرميان بومي هاي کيش بسياري از  بچه ها ، علي رغم مخالفت خانواده هايشان ، ازسنين هشت نه سالگي روزه گرفتن راشروع مي کنند . همه ي مصاحبه شونده هادرميان اعضاي خانواده ي خودبچه هايي رانام مي بردندکه ازکلاس سوم ابتدايي سرتاسرماه رمضان رابه طورکامل روزه مي گيرند.

روزه ي "کله گنجشکي"رادرکيش "نص يوم "و"ربع يوم"مي گويند . اين نوع روزه مخصوص بچه هاي کمتر ازهشت نه سال است . مي گويندمعمولاً نيازي به نصيحت وتأکيدبزرگترها نيست وهيچ کدام بچه هابعدازرسيدن به سن بلوغ،ازروزه گرفتن خودداري نمي کنند.

محمددريابرمي گويددرگذشته به بچه هامي گفتند،اگرکسي روزه نگيرد،اورادر"فنطاس"(منبع بزرگ آب درکشتي)     مي گذارند،در"فنطاس"رامي بندندوآن رادردريامي اندازند.          

دربعضي ازنقاط ايران مرسوم است که بچه هابه خاطرنخستين روزه ي خود ازپدر و مادرشان هديه اي دريافت         مي کنند . درکيش هيچ وقت چنين هديه اي مرسوم نبوده ونيست.

حاجي جعفرواعظ براي ايمان بچه هاوبزرگ ترهادرآينده نگران است.اومي گويدالان بچه هاقبل ازده سالگي روزه گرفتن راشروع مي کنند ، چون درخانواده ي خودهمه راروزه دارمي بينند . امادراين سال ها،همين که بچه هاازخانه بيرون مي آيند ، درخيابان وبازارغريبه هارامي بينندکه بي پروا روزه مي خورند و اين موضوع حتماً روي بچه ها تأثير       مي گذارد .

 

 

رؤيت هلال درشب آغازماه رمضان

درحال حاضرمردم براي اطلاع ازنخستين روزماه رمضان گوش به راديوياچشم به تلويزيون مي سپارند . امادرگذشته،باتوجه به موقعيت جزيره اي کيش،مردم بايدخودشان ازشروع ماه رمضان مطلع ومطمئن مي شدند .

شب بيست ونهم ماه شعبان ، بعد از نماز مغرب پيش نمازهاي اهل سنت ، مردم رامکلف مي کردند درحياط مسجد بمانندوهمگي چشم به آسمان بدوزندودنبال ماه بگردند .

شيعيان ماشه نيزبراي استهلال به کنار"بند ممذر"مي رفتندودرآنجابه دنبال ماه مي گشتند.تعدادي ازمردان "منازل القمر"رامي شناختند ، يعني مي دانستندکه درهرموقع ازسال،درچه ساعتي ودقيقادرکجاي آسمان بايددنبال ماه بگردندتاآن راببينند.اگرماه قابل رؤيت بود ، هميشه اين هاپيش تر ازمردم مي ديدند.

بااين همه جست وجوي ماه درآسمان امري همگاني بود.وقتي ماه رامي ديدندآن رابه همديگرنشان  مي دادند و همديگر رادرآغوش مي گرفتند و آغاز ماه رمضان رابه يکديگرتبريک مي گفتند . درحال حاضرنيزبعدازمطلع شدن از شروع ماه رمضان به هم تبريک مي گويند : "بالبرکه عتيک شهرالصيام "يا"بالبرکه عليک شهرالرمضان" وطرف مقابل هم پاسخ مي دهد : "عليناوعليکم".

بعدازمدت کوتاهي، همه ي مردم باخبرمي شدندکه امشب "ليله الهلال"وفردا نخستين روزماه رمضان است .مردم آبادي هاي مختلف جزيره براي باخبرشدن ازوضعيت ماه باهم ارتباط برقرارمي کردند.اگرشب بيست ونهم شعبان ماه را  نمي ديدند،"اکمال العده"مي کردند.يعني بنابراين مي گذاشتندکه ماه شعبان آن سال سي روزاست .

درنخستين شب ماه رمضان،پيش نمازاهل سنت،بعدازخواندن نمازعشاء ، باصداي بلندمي گويد:"رحم الله لمن نواالصوم غدا"(رحمت خداوندبرآن کسي که نيت کردبراي روزه )ومردم بعدازگفتن "انشاءالله تعالي"و"ويت اصوم يوم ايام شهررمضان طاعتا للهتعالي" دسته جمعي نيت مي کنند براي ماه رمضان روزه بگيرند . پس ازآن همه باهم ازجابرمي خيزندکه نماز وتر و نمازتراويح رابخوانند .اين نمازهادرتمام شب هاي ماه رمضان بلافاصله بعدازنمازعشاء،به صورت جماعت،ادامي شوند.

بيدارشدن براي سحری

تاچندسال پيش ،بيدارکردن مردم براي خوردن سحري ،به عهده "امسحر" بود." امسحر" کسي بود که تمام کوچه هاوخيابان هاي آبادي رازير پامي گذاشت ودرحالي که به شيوه خاصي طبل ميزد،عباراتي راباصداي بلندفرياد مي زد:

"بلندشووسحري بخوراي روزه دار

ذکرخداي جاويدرابگو

بلندشووسحري بخوراي کسي که خوابيده اي

ذکرخداي جاويدرابگو

بلندشوونمازبخوان بلندشووروزه بگير

نصيحت "بوجسوم"راگوش کن."

کار " امسحر" ازحدود دوساعت قبل از اذان شروع مي شدوتانيم ساعت قبل از آن ادامه پيدامي کرد.مردم اين ساعت ازشابانه روز رادرسرتاسر طول سال " اذادگ المسحر" مي نامند " امسحر"ها کارشان رابراساس قرارداد بامردم انجام نمي دادند وبراي انجام کارشان مزدي دريافت نمي کردند امادرعصرنيمه ماه رمضان ،ساعتي که بچه هايشان براي "گرگاعو"[1]   به درخانه مردم مي رفتند ،آنهاهم خورجيني روي الاغشان مي گذاشتند وطبل زنان بابچه هاهمراهي مي کردند .مردم علاوه بر آن که به بچه هاشيريني وتنقلات مي دادند ،چيزي هم براي امسحر مي آوردند که معمولا يک بشقاب گندم ،برنج ،وخرما بود.

همه مردم وظيفه خود رامي دانستند باشنيدن صداي " امسحر " باظرفي ازمواد غذايي به در خانه شان بيايند .اما کسي که آنقدر فقير بود که چيزي نداشت به " امسحر " بدهد ،باخود کاسه اي آب باخود مي آورد ودرپشت سر  " امسحر"براي اوهم دعامي کرد وبه راهش ادامه مي داد .

صبح روز عيد هم "امسحر" به همين ترتيب درکوچه هاي آبادي مي گشت وطبل مي زد ومردم به اوخوراکي     مي دادند درآخرين سالهاي فعاليت " امسحر" درکيش ،آنهابامواد اهدايي مردم راباچرخ دستي جمع مي کردند .

اززماني که استفاده از راديووتلويزيون همگاني شد ،به تدريج کار " امسحر"ها ازرونق افتاد ،اما آنهادرحدود دهه هفتاد به کارخودادامه دادند درحال حاضر مردم باصداي زنگ ساعت ازخواب برمي خيزند وبراي خوردن سحري خود رابابرنامه هاي راديو وتلويزيون هماهنگ مي کنند .

علاوه براين اگرکسي متوجه شود همسايه اي درخواب مانده است زنگ درخانه شان رابه صدادرمي آورد يابعضي ها بازنگ تلفن زمان سحري رابه ديگران اطلاع مي دهند.

اعمال مربوط به سحر

غذاي سحري معمولاً تنوع کمتري دارند،اما هميشه آن راازافطاري جدي تر مي گيرند.

حتي المکان به عنوان سحري برنج با گوشت ياباماهي مي خورند.

اهل سنت معتقدتد "  اخر السحوروعجل الفطور "  يعني خوردن سحري رابايد زودتر (مدتي قبل از اذان )به پايان رساند ،اماخوردن افطاري رابايد بلافاصله بعد ازاذان شروع کرد سعي مي شود نيم ساعت تايک ربع قبل ازاذن صبح دست از خوردن غذابکشند .

اهل سنت معتقدند " اخرالسحور وعجل الفطور" يعني خوردن سحري رابايد زودتر (مدتي قبل ازاذان )به پايان رساند ،اما خوردن افطاري رابايد بلافاصله بعد از اذان شروع کرد .سعي مي شود نيم ساعت تايک ربع قبل از اذان صبح دست ازخوردن غذا بکشند.

قبلاً درميان شيعيان چنان مرسوم بود که ملا قبل ازخوردن سحري به مسجد مي رفت وروي بام مسجد مناجات مي خواند (البته بعد از ورود برق وبلندگو ملا به مسجدمي رود ومناجات مي خواند)حدود يک ساعت قبل از اذان به خانه مي رفت ،وسحري اش را مي خورد ومجدداً به مسجد برمي گشت که مردم رابه امساک دعوت کند .

ابتدا کمي دعاومناجات مي خواند .

دراين مرحله همين که مردم صداي اورامي شنيدند متوجه مي شدند دقايقي بيشتر تا اذان صبح باقي نمانده است .

 

بعد ازچند دقيقه مناجات خواني چند بار عبارت زير راتکرار مي کرد :

" ايها النائم تنبه واشرب الماءالقراح

قبل ان ينبلج النورويائتيک الصباح

الثريه غربت والديک صاح  "

اي کسي که خوابيده اي بلند شو وآب پاکيزه بنوش

قبل از آن که نور باز شودوصبح برشما وارد شود

ستاره ثريا به طرف غرب رفت وخروس خواند

مردم باشنيدن اين عبارات شتابان آخرين لقمه هاي غذاي خودرامي خوردند وآب يا قهوه شان رامي نوشيدند ،زيرا ملاپس ازسه چهار دقيقه ديگر مي خواند:

" امساک ،ايها المومنون امساک

ايهاالصائمون امساک ،امساک ،امساک "

از اين لحظه همه دست از خوردن مي کشيدند ،زيرا موقع اذان صبح بود .خواندن اشعار مربوط به امساک تاسال  1375   ادامه داشت .

اهل سنت ،مدتي بيش ازآن که صداي اذان ازبلندگوي مسجدبلندشود ،دست از خوردن غذامي کشند .اما امم جمعه اهل سنت مي گويد هرشب به مؤذن سفارش مي کند.چنددقيقه اي پيش از وقت شرعي اذان بگويد تااگرکسي قبل ازآن بيدارنشده است با صداي اذان بيدارشود ،دست کم فرصت آن راداشته باشد که جرعه اي آب بنوشد.

افطار

بلافاصله بعد ازپايان اذان مغرب ،باخرما يايک ليوان آب ،ويا يک سرانگشت نمک ،روزهً خود رابازمي کنند . البته قبل از آن هم دعا مي خوانند .دعاي بومي هاي اهل سنت چنين است "اللهم لک صمت وبک امنت وعليک توکلت وعلي رزقک افطرت ،ذهب الظماابتلت العروق وثيت الاجرلله تعالي ."

بعد ازبازکردن روزه وقبل از خوردن افطاري کامل ،به مسجد مي روند ونمازمغرب راباجماعت برپامي کنند معتقدند قبل ازنمازحتماًً بايد روزه خود راباز کرد.

حاجي عبدالزهرا حسيني دراين مورد به حديثي ازپيامبر (ص )اشاره مي کند " افطار کنيد حتي اگر بايک جرعه آب ."

بعضي ازخانواده هاي اهل سنت ،دقايقي قبل ازشروع  اذان ،يک سيني غذا به مسجد مي فرستند تاکساني که مستقيماً ازسرکاريابيرون ازخانه به مسجد مي روند قبلاً فاصله بعد از اذان وقبل از نمازروزه خودرابازکنند ،يا اگرغريبه اي درمسجد حاضراست وجايي براي افطار ندارد باآن غذا افطار کند .

قبلاً به اين مناسبت فقط کاسه اي خرمابه مسجد مي فرستادند ،اما در سالهاي اخير سيني افطار مفصل تر وشامل همان غذاهايي است که درخانه برمي گرداندند.درسالهاي اخير چند دقيقه اي صبرمي کنندکه مهاجران وفقرا غذايشان رابخورند وبعد ظرف هاي خالي راباخود به خانه مي برند.

غذاهايي که به عنوان افطاري مي خورند عبارتند از :خرما ،ليگمات ،هريسه ،فرني ، نشاست ،ساگو،خنفروش ،عروروت ،جله ،شربه ،مرگ ،مضروبه ،...

سفره هاي افطاري اغلب رنگين هستند ومعمولاً زنان براي افطاري چند نوع غذا درست مي کنند .علاوه براين بيشتر اوقات چند کاسه يابشقاب غذا به منزل همسايه هامي فرستند .

ازاين رو درسفره افطاري بعضي اوقات هفت وهشت نوع غذا چيده مي شود .بااين همه مردان ازسر سفره افطار کاملاً سير بلند نمي شود ،چون بايد درمجلس قرآن شرکت کنندودرهرمجلس ازآنها پذيرايي مي شود.