رونق تولید ملی | سه‌شنبه، ۱۹ آذر ۱۳۹۸

شکر نعمت - نمایش محتوای فضای مجازی

 

 

شکر نعمت

دانلود

یه بنده خدایی پیش امام رضا (ع) آمدند و گفتند :آقا من فقیرم.اگر می شود به من کمک کنید .امام رضا (ع) یک سینی انگور پیش او گذاشت .یک شاخه انگور برداشت و به او داد .گفت آقا انگور چه به کار من می آید شکم زن و بچه ام گرسنه هستند .انگور را گذاشت توی سینی .چند لحظه گذشت یک بنده خدای دیگری وارد اتاق شد.به امام رضا (ع) سلام کرد .حضرت یک دانه انگور به او داد .برق خوشحالی در چشمش جهید.گفت آقا ممنونم.من دلم تنگ شده بود آمدم شما را ببینم .شما چقدر کریم هستید.حضرت یک شاخه انگور به او داد گفت:آقا همان دانه بس است این را داخل یک ظرف آب می چکانم تا همه فامیل و اطرافیانم از آن بخورند و متبرک شوند .شما چقدر بزرگوارید .حضرت سینی انگور را به او داد.گفت آقا من زبان تشکر ندارم ،زبانم لال من فقط آمدم شما را ببینم.شما اینقدر کرامت دارید .حضرت فرمودند چیزی بیاورید می خواهم بنویسم.حضرت فرمودند باغ انگورم را به او دادم.گفتند آقا من زبانم لال است نمی توانم تشکر کنم .حضرت فرمودند زمین های اطرافش را که مال من است به تو می دهم.آن بنده خدا که اول آمده بود یک مرتبه برآشفته شد گفت:من فقیر بودم او فقط دلش برای شما تنگ شده بود آمده بود تا شما را ببیند شما به او این همه دادید حضرت زیر آن نوشته ای که باغ را بخشیده بود نوشت« لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ»

همانا اگر شكر كنيد، قطعاً (نعمت‌هاى) شما را مى‌افزايم، و اگر كفران كنيد البتّه عذاب من سخت است.