رونق تولید ملی | پنج‌شنبه، ۲ خرداد ۱۳۹۸

دیدار - نمایش محتوای فضای مجازی

 

 

دیدار

دانلود

آقای سیستانی که الان در نجف هستند.پدری داشت از اولیای خدا و خوبان بود در مشهد به نام سید محمد باقر سیستانی.ایشان می گفتند من یک مرتبه در مشهد یک چله زیارت عاشورا گرفتم،حاجتم هم این بود که خدمت ولی عصر (ع) برسم.آخرین هفته بود.امید داشتم که خبری بشود.می گفتند چهلمین هفته بود من داشتم زیارت عاشورا می خواندم.همین که اواخر زیارت عاشورا بودم یک نوری از یکی از منازل اطراف دیدم.فهمیدم خبری هست.سریع زیارت عاشورا را تمام کردم دویدم به سمت آن منزل.دیدم صدای شیون و گریه می آید.فهمیدم کسی از دنیا رفته ،وارد آن منزل شدم.تسلیت گفتم.شلوغ بود.رفت و آمد بود .دیدم حضرت نشسته و یک مقدار جلوتر ایشان تقریبا وسط اتاق یک جنازه ای هست که پارچه سفیدی روی آن کشیده شده که معلوم بود تازه از دنیا رفته است.منتظرند که همه جمع شوند برای تشییع.من وقتی وارد شدم سلام کردم به حضرت.پدر آقای سیستانی می گوید،حضرت با مهربانی جواب سلام من را دادند.بعد آهسته،طوری که فقط من بشنوم فرمودند:چله گرفتن و این در و آن در زدن نمی خواهد شما مثل این خانم مسلمان باشید ما خودمان به سراغ شما می آییم.بعد حضرت فرمودند :این خانم در جوانی ،در زمان کشف حجاب رضا خان که حجاب را برمی داشتند هفت سال از خانه اش بیرون نرفت که یادگار حضرت زهرا را روی سر خود نگه دارد.