رونق تولید ملی | یک‌شنبه، ۲۸ مهر ۱۳۹۸

توکل ابوذر - نمایش محتوای فضای مجازی

 

 

توکل ابوذر

دانلود

ابوذر را وقتی داشتند از مدینه بیرون می کردند .ابوذر تبعید شد.این ابوذر بزرگوار زبان سرخش،کار دست او داد .در کوچه های مدینه می رفت و بلند بلند علیه ریخت و پاش های آن زمان افشاگری می کرد .گرفتنش قرار شد از مدینه تبعیدش کنند .از او سوال کردند از کدام شهر بیشتر خوشت می آید.گفت:مدینه،اینجا بود که با حبیبم رسول خدا آشنا شدم.گفتند از کدام شهر از همه شهرها بیشتر بدت می آید گقت:ربظه ،آنجا بود که قبل از اسلام آنجا بودم سابقه خوشی از آنجا ندارم.گفتند خب همان جا تو را تبعید می کنیم.می دانستند ابوذر دروغ نمی گوید.وقتی می خواستند ابوذر را تبعید کنند ،دستور دادند هیچ کس حق ندارد به بدرقه ابوذر برود .وقتی ابوذر داشت می رفت در آخرهای شهر مدینه امیرالمومنین (ع)،امام حسن (ع) و امام حسین (ع) برای بدرقه او آمدند .آنها که رفقای خود را فراموش نمی کنند .هر کدام چیزی به ابوذر گفتند .ابوذر هم گفت:یا امیرالمومنین اگر من را یک جایی بفرستید که وقتی بالای سرم را نگاه می کنم یک تکه ابر نیست که دلم خوش باشد آبم از آنجا تامین می شود زیر پایم را نگاه می کنم سرتا سر مس است اصلا دلم خوش نیست گندمی از آنجا بیرون می آید و نانم از آنجا تامین می شود.ذره ای نگران نیستم.چون می دانم خدای کبیر ،خدای چشمه هاست همان خدایی که سر چشمه ها آب می دهد در کویر هم آب می دهد.