حمایت از کالای ایرانی | جمعه، ۴ خرداد ۱۳۹۷

انیمیشن پیامبران - نمایش محتوای تلویزیون

 

 

انیمیشن پیامبران

Loading the player...


  کارگردان: وحید هماتاش، سلمان خورشیدی
 نویسنده: محمدرضا عابدی‌شاهرودی 

انیماتور: مسعود قاضی، سیاوش جعفری، حمیدرضا بکرانی، علی حسینی، یاسر صفایی، جواد سهرابی، مهدی صادقی‌ماهانی، محمد فکری

  تکنیک: سه بعدی کامپیوتری.

مجموعۀ «داستان پیامبران»، نوجوانان را با زندگی انبیاء علیهم‌السلام آشناتر می‌کند. این مجموعه شامل قصه‌های قرآنی دربارۀ صالح نبی(ع)، ایوب نبی(ع)، یوسف نبی(ع)، حضرت آدم(ع)، ادریس نبی(ع)، فیل‌سواران، حضرت نوح(ع) و سه قسمت دربارۀ زندگی حضرت ابراهیم(ع) می‌باشد.

بخش اول – حضرت نوح:

به روایت قران وی نهصد و پنجاه سال پیامبری کرد ولی نتوانست دین و جامعه‌ای تشکیل دهد. این عدم تشکیل حکومت دینی و جامعه دینی به سبب عدم موافقت و همراهی مردم زمانش بود. در آن زمان وی مردم را از عذاب خداوند بیم داد ولی هیچکس به جز عده‌ای از پیروانش حرف او را باور نداشتند و همه غرق در مادیات و لذات دنیوی بودند. از اینرو او به دستور خداوند و با همراهی پیروانش کشتی بزرگ و چند طبقه‌ای ساخت و از هر حیوان یک جفت نر و ماده به داخل کشتی آورد. وعدهٔ الهی تحقق یافت و باران تندی بارید و چنان سیلی شد که زمین را آب فراگرفت و همه مردمان بیرون از کشتی در آب غرق شدند و نوح و یارانش در کشتی در امان بودند. لازم به ذکر است که در این داستان کنعان فرزند نوح هم از جمله انسان‌های بد بود و حتی تا آخرین لحظات و قبل از غرق شدن در دریا و زیر آب هم حاضر به موافقت با پدر نشد و سرانجام با عذاب الهی هلاک گردید.  

بخش دوم – حضرت داود:

داوود، پسر یسی از فرزندان یهودا و از طایفهٔ بنی‌اسرائیل بود که در بیت‌لحم زاده شد. داوود، در سال ۱۲۵۰ پیش از میلاد، توانست اورشلیم را از دست کنعانیان آزاد کند و آن را «پایتخت اسرائیل» خواند. به روایت عهد عتیق، داوود، تابوت عهد را که حامل ده فرمان بود را به اورشلیم آورد و آن را در معبدی جدید نصب کرد. کتاب مزامیر داوود به وی منسوب است. داوود چهل سال در یهودیه فرمان راند و در ۷۱ سالگی در اورشلیم درگذشت. جسد داوود را بر کوه صهیون دفن کردند. سلیمان، فرزند داود، با ادامه کاری که پدرش آغاز کرده بود، شهر را گسترش داده و معبد مقدس یا هیکل سلیمان را که امروزه معبد اول خوانده می‌شود را در شهر اورشلیم بنا کرد.

بخش سوم – حضرت عیسی:

عیسی مسیح یا عیسی ناصری شخصیت مرکزی مسیحیت است. در باور مسیحیان عیسی تجسم خدا در جسم انسانی و آغازگر جریان مسیحیت می‌باشد. او در شهر بیت‌لحم از شهرهای ایالت ناصره منطقه یهودیه به دنیا آمد. مسلمانان به عیسی به عنوان یک پیامبر باور دارند و برخی از دیگر مذاهب نیز او را شخصیت مهمی در نظر میگیرند.
منابع اصلی برای بررسی زندگی عیسی چهار انجیل رسمی هستند، هر چند برخی از محققین معتقدند که متن‌های دیگر چون انجیل توماس نیز به اندازه چهار انجیل سنتی برای ترسیم تاریخی عیسی اهمیت دارند.اکثر پژوهشوران متعقدند که عیسی یک یهودی از ناحیه «جلیل» در شمال فلسطین بود که از او به‌عنوان یک معلم و شفابخش یاد می‌شد. محققین اغلب اتفاق نظر دارند که او توسط یحیی غسل تعمید یافته و در اورشلیم تحت فرمان پنطیوس پیلاطس و به جرم آشوب‌گری بر علیه امپراتوری روم مصلوب شد.قطع نظر از اندک اتفاق نظرها و نتایج این‌چنینی، مطالعات آکادمیک در گاه‌شناسی وقایع، پیام مرکزی تعلیمات عیسی، طبقه اجتماعی وی و یا دلیل مصلوب شدنش تاکنون به نتایج قطعی نرسیده‌اند. گر چه خیلی از محققین به انجیل‌ها به عنوان منابع تاریخی با احتیاط نگریسته‌اند، ولی اکثر محققین منتقد، معتقدند حداقل بخش‌هایی از آنچه در انجیل‌ها در خصوص زندگی عیسی بیان شده‌است، صحیح می‌باشد.

بخش چهارم – حضرت موسی:

موسی پسر عمران پسر قهات پسر لاوی پسر یعقوب پسر اسحاق پسر ابراهیم. مادرش یوکابد دختر لاوی و خواهرش مریم یاغی بود. برادر بزرگ ترش هارون یا اَرون نام داشت. بنا به روایت تورات و قرآن، مادر موسی او را در سبدی انداخته به رود نیل سپرد و همسر فرعون آسیه او را از آب گرفت. آسیه، فرعون را راضی کرد که موسی را به فرزندی بپذیرند و موسی در دربار فرعون رشد یافت. موسی به جرم کشتن یک قبطی تحت تعقیب قرار گرفت و به مدین رفت. در آن جا هشت سال به کاهن مدین که بنا به روایت قرآن، شعیب، نام داشت، خدمت کرد. آن گاه باصپوراه دختر شعیب ازدواج کرد. بنا به اعتقاد یهودیان، مسیحیان مسلمانان، ودر بازگشت از مدین، به موسی از سوی خدا وحی شد و او به پیامبری بنی اسرائیل برگزیده شد. موسی به همراهی برادرش هارون به نزد فرعون رفت و او را به یکتاپرستی فراخواند. هم چنین موسی بنی اسرائیل را در خروج از مصر رهبری کرد. بنا به اعتقاد یهود، ده فرمان، در کوه طور به موسی الهام شد که پایه‌های شریعت قوم یهود را تشکیل می‌دهد. موسی در نزد مسلمانان به کلیم الله مشهور است. پس از موسی یوشع بن نون از یاران بسیار نزدیک او زمامدار و رهبر بنی اسرائیل شد.

بخش پنجم – حضرت یونس:

حضرت یونس ـ علیه السلام ـ یکی از پیامبران و رسولان خداست، که نام مبارکش در قرآن چهار بار آمده، و یک سوره قرآن (سوره دهم) به نام او است. یونس ـ علیه السلام ـ از پیامبران بنی اسرائیل است که بعد از سلیمان ظهور کرد، و بعضی او را از نوادگان حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ دانستهاند، و به خاطر این که در شکم ماهی قرار گرفت، با لقب «ذو النون» (نون به معنی ماهی است) و «صاحب الحوت» خوانده میشد. یونس در لفظ یونانی به معنای کبوتر است. پدر او «متی» از عالمان و زاهدان وارسته و شاکر الهی بود، به همین جهت خداوند به حضرت داود ـ علیه السلام ـ وحی کرد که همسایه تو در بهشت، «متی» پدر یونس ـ علیه السلام ـ است. داوود ـ علیه السلام ـ و سلیمان به زیارت او رفتند و او را ستودند. به گفته بعضی، او از ناحیه پدر از نوادههای حضرت هود ـ علیه السلام ـ، و از ناحیه مادر از بنی اسرائیل بود. ماجرای حضرت یونس ـ علیه السلام ـ غم انگیز و تکان دهنده است، ولی سرانجام شیرینی دارد. آن حضرت به اهداف خود رسید و قومش توبه کرده و به دعوت او ایمان آوردند، و تحت رهنمودهای او، دارای زندگی معنوی خوبی شدند.

بخش ششم – حضرت یوسف:

حضرت یعقوب علیه السلام ۱۲ پسر داشت. یوسف و بنیامین از زنی به نام راحیل بودند که بسیار محبوب یعقوب بود و در جوانی درگذشت. از این رو یعقوب این یادگاران او را بیشتر از فرزندان دیگرش دوست می‌داشت. زیبایی بی‌نظیر یوسف نیز به علاقه پدر نسبت به وی افزوده بود و برادران یوسف از این بابت به او حسادت می‌کردند. شبی یوسف خواب دید که خورشید و ماه و یازده ستاره بر وی سجده می‌کنند. خواب خود را به پدرش باز گفت. یعقوب علیه السلام تعبیر خواب وی را بازگو کرد و سفارش کرد که رؤیای خود را به برادرانش نگوید. اما برادران از خواب یوسف آگاهی یافتند و با توجه به علاقه پدر به وی، با نقشه‌ای از پیش طراحی شده یوسف را به صحرا بردند و در چاه انداختند، و هنگام بازگشت به پدر گفتند که یوسف را گرگ درید. کاروانیانی که از کنار چاه می‌گذشت، یوسف را دیدند، از چاه درآوردند و به غلامی به مصر بردند. در آنجا یوسف به خانواده عزیز مصر راه یافت و اندکی بعد وقتی به سن بلوغ رسید، زلیخا، زن عزیز مصر، شیفته او شد و از او کام خواست، اما یوسف خویشتنداری کرد و از قبول پیشنهاد زلیخا سر باز زد. خبر ماجرا به عزیز مصر رسید و پس از بررسی، بی گناهی یوسف و حیله‌ی زلیخا ثابت شد ولی چون خبر در شهر منتشر شده بود، پادشاه مصر بر آن شد تا یوسف را به زندان افکند. یوسف در زندان خواب دو جوان را تعبیر کرد و سالیانی بعد با راهنمایی یکی از آن دو جوان، برای تعبیر خواب عزیز مصر، راهی قصر او شد. سرانجام یوسف به خزینه داری و سپس به منصب والای حکومتی رسید. خشکسالی سرزمین کنعان فرزندان یعقوب را برای تهیه آذوقه به مصر کشاند و عاقبت، یوسف و برادران همدیگر را شناختند. یوسف با برادران نیکی کرد و سرانجام با پدرش، یعقوب، که سال‌ها در آتش فراق او می‌سوخت دیدار کرد. چشم پدر به جمال یوسف روشن شد و از نابینایی – که در اثر گریه بر فراق یوسف به آن مبتلا شده بود – نجات یافت.

 

 

 

 

سال تولید: 1394